تبليغاتX
فصل سرد




















فصل سرد

امروز هفتادوپنجمین سالروز تولد فروغ فرخزاد بزرگ زن ایرانی است،او که چینی  نازک احساسش را دردهای زنان ایرانی ترک داد.

فروغ در نامه ای از اهواز در تاریخ 12/10/1332چنین می نویسد:

"...آرزوی من آزادی زنان ایرانی وتساوی حقوق آنها با مردان می باشد.من به رنج هایی که خواهرانم در این مملکت می برند کاملا واقفم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار می برم.آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت های علمی و هنری و اجتماعی بانوان است..."

این شعر را به روح پر احساسش تقدیم می کنم:

 

روی دروازه ی شهر

تابلویی نصب شده ست:

سالهاست رانده شدی!

شهر ممنوعه؟

سیب یا گندم؟

من یا تو؟شاید هم ما

نام من شاید

 همنام آن رقاصه ی بی همتاست

او که از شب تا صبح

در کنار ساحل  باله می رقصد

نامم شاید مریم باشد

 آن قدیسه ی اعجاب انگیز

شاید، زن رویایی مردی باشم

او که وقتی آرام،آرام

می گشاید دستش را

بوی دیرینه ترین معجزه ها

در هوا می پیچد

موزون و خیال انگیز

و دلم آرام آرام

از هوس هایی دور نه شاید نزدیک

پرو خالی می گردد

من پر از حس عجیبی هستم

که فقط یک زن می داند چیست

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/10/15ساعت 13:43 توسط زنی تنها| |


Design By : Night Skin